| امام حسين و ياد مادر |
حضرت سيدالشهداء، سرور آزادگان و قافلهسالار كاروان جاويد شهداى حق و حقيقت، دومين فرزند او نيز، همچون برادر بزرگوارش قلبى مالامال از عشق و مهر مادر داشت. علاقه وافر و محبت بيكران آن حضرت، نسبت به ساحت قدس مادر بزرگوارش، يكى از شورانگيزترين فصلهاى كتاب عشق مادر و فرزندى است. خود آن حضرت، بارها و بارها، اين عشق و علاقهى بيكران و اين پيوند قلبى و اخلاص شايان را، در طى سخنان گهربار و پيامها و اتمام حجتهاى شورانگيز و تاريخى و تاريخساز خويش بيان داشته و در اين مورد، فصلى درخشان در تاريخ اسلام براى شيفتگان حقايق و معارف اسلامى، به جاى نهاده است. يكى از بهترين نمونهها و نشانههاى اين علاقهى عميق امام حسين (ع) نسبت به مادر گرامىاش، تجديد خاطره و تجليل نام و ياد آن مادر يگانه در جريان انتخاب نام براى فرزندان دخترىاش جلوهگر مىشود. زيرا مىبينيم كه آن حضرت، چند تن از دختران خويش را، به ياد مادر عزيزش، «فاطمه» نامگذارى كرده است كه با صفتهايى چون كبرى، وسطى و صغرى تشخيص داده مىشدند. اين امر، خود حاكى از علاقهى مفرط و شدت محبت امام حسين (ع) نسبت به مادر عزيزش بوده است. شدت عشق و علاقهى سبطين پيامبر، امام حسن و امام حسين (ع) نسبت به مادر مقدسشان، به راستى كه از حد توصيف بيرون است. وجود آن مادر بزرگوار، براى آنان همه چيز بود، و در پرتو مهر و شاديها عميقتر و گستردهتر، و غمها و اندوهها كمرنگتر و قابل تحملتر مىشدند. چنان كه غم سنگين رحلت جد بزرگوارشان، رسول حق و رحمت را، هرچند كه بسيار عميق و دلشكن و طاقتفرسا بود، در سايهى وجود چنان مادر بىهمتايى، كمتر احساس مىكردند و تاب و توان تحمل چنان غمى را در كنار مادر خود به دست مىآوردند. زيرا آن دو فرزند دلبند، در هر حادثه و پيشامدى، بيشتر به دامن مهر مادر پناه برده، و بيشتر با او انس و الفت گرفته و دلخوش كرده بودند و پيوندى معنوى و قلبىشان هر روز محكمتر و ناگسستنىتر شده بود... تا وقتى كه آن حادثهى لرزاننده و دلسوز پيش آمد... آرى، شدت انس و علاقه و اخلاص آنان نسبت به مادر، در آن روز تلخ و سياه، در آن روز بغض و اشك، در روز غمآلود از دست دادن مادر عزيز، به اوج خود رسيد: هنگامى كه حالت احتضار مادر را احساس كردند، با وجود آن همه صبر و بردبارى و آن همه متانت و شكيبايى، باز نتوانستند آرام بگيرند و در آرامش بمانند. باز نتوانستند از بىتابى خوددارى كنند و خود را روى پيكر عطرآگين و در حال احتضار مادر نيفكنند و با سخنان گرم و پرشور، با گفتار مهرآميز و با صداى بغضآلود، مورد خطاب قرارش ندهند و شور و بىتابى و اندوه و درددل و سوز درون خود را بيان نكنند... در آن لحظات تلخ و غمآلود، تنها كوشش و فعاليت «اسماء» دختر عميس بود كه توانست آنان را از مادر جدا كند و به سراغ پدر گرامىشان على (ع) گسيل دارد، كه تفصيل آن در كتابهاى معتبر مقتل به صورتى مؤثر و پرسوز آمده است. (1) و از آن پس بود كه همواره نام و ياد فاطمهى زهرا (ع) بر زبان حسنين جارى و در دلهايشان پايدار بود... يكى از پرشورترين يادآوريهاى امام حسين (ع) از مادر عزيزش در لحظهى بسيار حساس و سرنوشتساز ايام حركت به سوى كربلا است. در آن هنگام كه لحظات مىرفتند تا عظيمترين حادثهى تاريخ خونبار اسلام را در تداوم توقفناپذير خويش ثبت كنند، امام حسين (ع) با شكيبايى و متانتى كه از چنان بزرگمرد جاودانهاى سزاوار و شايسته است، با تعبيرى بسيار زيبا و باشكوه از مادر عزيز ياد مىكند و با زيباترين و شايستهترين كلمات، طهارت و عصمت و عظمت مادر خويش را بيان مىدارد. آن جا كه مىفرمايد: «الا إن الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنين، بين الذلة والسلة، هيهات منى الذلة يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله والمؤمنون و حجور طابت و طهرت». (2) (عبيداللَّه بن زياد، مرا بين دو امر، مخيّر ساخته است (كه يكى از آن دو را انتخاب كنم) يا تن به شمشير دهم و كشته شوم، يا ذلّت و زبونى را اختيار كنم و با او بيعت نمايم. ولى هرگز دامن ما به ذلت آلوده نخواهد شد. زيرا دامنهاى پاكى كه مرا تربيت كرده، همواره از پذيرش ذلت إبا و اجتناب دارد. من در دامن صديقه اطهر بار آمدهام، و از پستان فضيلت و شرف شير نوشيدهام. خانهى كوچك ما، كانون فضيلت و شخصيت بوده و هرگز زبونى و خوارى به آن راه پيدا نكرده است. من در دامنهايى تربيت شدهام كه عمرى با آزادگى و عزت و سربلندى زندگى كردهاند. آنان هرگز رضايت نمىدهند كه من زير بار ذلّت و پستى، و قبول بيعت از فردى فرومايه همچون يزيد بروم...) آرى، حتى در آن بحبوحهى مرگ و زندگى، در لحظاتى كه امام مىدانست تا لحظات تاريخى شهادت سرخ خويش و ياران و عزيزان خانوادهاش فاصلهى چندانى ندارد، باز به ياد مادر عزيز بود و افتخار مىكرد كه در چنان دامن پاكى تربيت يافته است... اين تذكارها و يادآوريها از تمام مواقف كربلا و عاشورا در رجزها و حماسهها، در شهادتها و بر سر شهداء بارها و بارها تكرار و يادآورى شده است. |
| فاطمه زهرا در محشر |
انسان پس از مردن ممكن است هزاران سال بلكه ميليونها سال در عالم قبر (برزخ)بماند، ولى سرانجام دوباره زنده شده و براى پس دادن اعمالش، به عالم رستاخيز خواهد آمد. در قرآن مجيد آيات زيادى از سختى آن روز سخن به ميان آورده و اضافه مىكند كه انسانها در همچو لحظاتى از ترس و وحشت، نزديكترين افراد خويش را فراموش مىكنند. مادران باردار، از وحشت، بچههايشان را سقط مىنمايند و زنان شيرده، از فرزندان شيرخوار غفلت مىكنند، و كسان ديگر در حال مستى به سر مىبرند، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خدا ترسناك است. (1) آرى در آن روز زندهها مىميرند و همراه مردهها دوباره زنده مىشوند و همگى به محشر مىآيند... |
| مقامات بهشتى حضرت زهرا و شيعيان ايشان |
ابوجعفر طبرى در كتاب بشارة المصطفى از همام ابىعلى نقل مىكند كه گفت به كعبالاحبار گفتم: نظر شما دربارهى شيعيان على بن ابيطالب (ع) چيست؟ در پاسخ گفت: «اى همام! من صفات آنها را در قرآن يافتهام، آنها حزب خدا و انصار دين خدا و پيرو ولّى هدا، و بندگان خاص و بزرگوار خدا در ميان خلق هستند، خداوند آنها را براى دين خود برگزيده، و براى بهشت خود آفريده است، آنها در فردوس اعلاى بهشت در ميان خيمه و اطاقهائى كه از (دانههاى شفّاف) مرواريد و لؤلؤ برپا شده، سكونت مىكنند، آنها در ميان مقرّبان ابرار هستند و از نوشابهى دست نخورده سر بسته سيراب مىشوند، اين نوشابه از آب چشمهاى است كه «تسنيم» نام دارد، كه به آنها اختصاص دارد، تسنيم چشمهاى است كه خداوند آن را به حضرت فاطمه دختر محمّد (ص) و همسر على (ع) عطا فرموده است كه منبع آن چشمه زير ستونى قرار دارد كه قبّهى آن ستون در خنكى و برودت مانند كافور، و در طعم مانند زنجبيل و در بو مانند مُشك است، سپس آب آن چشمه در جويها جريان مىيابد، شيعيان و دوستان فاطمه (س) از آن مىآشامند، و آن قُبّه داراى چهار ستون است، يك ستون آن از مرواريد سفيد است، كه در زير آن چشمهاى بنام «طهور» قرار دارد، و يك ستون آن از زُمُرّد سبز است كه در زير آن دو چشمه پر فوران از شراب طهور و عسل قرار دارد، هر يك از آن چشمهها به سوى قسمت پائين بهشت جريان دارند، جز چشمهى «تسنيم» كه در قسمت اعلاى بهشت، روان است كه خواص بهشتيان از آن مىآشامند، و آن شيعيان و دوستان على (ع) هستند، و اين است تفسير قول خدا كه در قرآن مىفرمايد: يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيق مَخْتُومٍ... عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ. : «آنها از شراب زلال دست نخوردهى سر بسته سيراب مىشوند... همان چشمهاى كه مقرّبان از آن مىنوشد (مطفّفين- 25- 28) پس اين نعمت بر شيعيان گوارا باد. سپس كعبالاحبار گفت: سوگند به خدا، شيعيان را دوست نمىدارد مگر كسانى كه خداوند از آنها، عهد و ميثاق گرفته است. ابوجعفرى طبرى پس از نقل فوق، مىگويد: سزاوار است كه شيعيان، اين حديث را با آب طلا بنويسند، تا نقل بسيار شده و از نابودى، حفظ گردد، و به مفاد آن عمل كنند كه موجب دستيابى به آنهمه درجات عالى بهشتى خواهد گرديد، با توجّه به اينكه اين روايت از اهل تسنّن نقل شده است كه براى حجّت بودن، رساتر است (و از تهمت ساختگى شيعه بدور است) و صحّتش روشنتر مىباشد. پاسخ به سؤال سلمان و نيز طبرى در كتاب بشارة المصطفى از كتاب كنز نقل مىكند كه ابوذر گفت: سلمان و بلال حبشى را ديدم نزد پيامبر (ص) آمدند، ناگهان سلمان بروى قدم رسول خدا (ص) افتاد و بوسيد، پيامبر (ص) او را از اين كار كنار زد و به او فرمود: «اى سلمان، آن كارى را كه عجمها براى شاهان خود انجام مىدهند، نسبت به من انجام مده، من بندهاى از بندگان خدا هستم، مانند بندگان مىخورم و مىنشينم» سلمان عرض كرد: اى مولاى من از تو مىخواهم از فضائل فاطمه (س) در قيامت، به من خبر بدهى! پيامبر (ص) با چهرهاى خندان به او نگريست و فرمود: «سوگند به خدائى كه جانم در دست قدرت او است، فاطمه (س) همان بانوئى است كه در عرصهى محشر، سوار بر شتر عبور مىكند كه سرش (نمودى) از خشيت خدا است، و چشمانش از نور خدا مىباشد، تا اينكه فرمود: جبرئيل در سمت راست آن شتر، و ميكائيل در سمت چپ آن، و على (ع) در پيشاپيش آن، و حسن و حسين (ع) در پشت سر آن حركت مىكنند، خداوند حافظ و نگهبان او است، تا از صحنهى محشر عبور كند در اين هنگام ناگهان از جانب خدا ندا مىرسد: «اى همهى خلايق! چشمهاى خود را فروخوابانيد، و سرهاى خود را پائين آوريد، اين فاطمه دختر پيامبر شما، همسر على (ع) امام شما، مادر حسن و حسين (ع) است، پس از پل صراط عبور مىكند در حالى كه دو چادر شفّاف و سفيد بر سر دارد. وقتى كه فاطمه (س) وارد بهشت مىشود و به نعمتها و مواهبى كه خداوند براى او آماده ساخته مىنگرد، مىگويد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى اَذْهَبَ عَنّا الْحُزْنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ اَحَلَّنا دارَ الْمَقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لايَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ. : «بنام خداوند مهربان، حمد و سپاس خداوند را كه: حزن و اندوه را از ما دور ساخت، البته خداى ما بخشنده و شكر پذير است، آن خدائى كه ما را در مقام عالى از عطاى خود قرار داد كه در آن هيچگونه رنج و ناگوارى به ما نمىرسد». رسول خدا (ص) فرمود: پس از آن خداوند به فاطمه (س) وحى مىكند: «اى فاطمه! آنچه مىخواهى از من مسئلت كن كه به تو عطا مىكنم و تو را خشنود سازم» فاطمه (س) عرض مىكند: خدايا تو اميد منى، بلكه بالاتر از اميد منى، از درگاه تو مسئلت مىكنم كه دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ، عذاب نكنى. خداوند به او وحى مىكند: اى فاطمه! به عزّت و جلالم سوگند، دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين، به خود سوگند ياد نمودهام كه دوستان تو، و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نكنم. |
| پیرامون اسامى حضرت زهرا سلاماللَّهعليه |
قال الصادق عليهالسلام: «لفاطمة تسعة أسماء عند اللَّه عزّ و جل: فاطمة والصديقة والمباركة والطاهرة والزكية والراضية والمرضية والمحدثة والزهراء ثم قال:...؛ حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام در پيشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهراء.» (1) حضرت فاطمهى زهرا عليهاالسلام يك نام رسمى داشت كه همان فاطمه مىباشد. اين نام را پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزيد؛ لكن به تصريح امام صادق عليهالسلام، فاطمهى زهرا عليهاالسلام نه اسم مخصوص، در پيشگاه خداوند متعال دارد، لذا يكى از كنيههاى آن حضرت «اُمّالأسماء» است؛ يعنى بانويى كه اسامى فراوان دارد. و اين مطلب، دلالت بر عظمت روحى صديقه كبرى عليهاالسلام مىكند، زيرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زن نمونه بودند. زن نمونه؛ يعنى انسانى كامل كه براى بشريت الگو و سرمشق مىباشد، لذا همهى صفات عالى انسانى در صديقهى طاهره عليهاالسلام جمع بود و ايشان در برابر هر صفت نيك، داراى لقبى خاص هستند. اين نه نام كه از شهرت والايى برخوردار است در فصل اول مورد بررسى و تبيين قرار مىگيرد. |
| امام زمان و ياد مادر |
حضرت ولى عصر- عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف- در طول عمرش بيش از ساير ائمه مظلوميت مادر را ياد مىكند و روزى كه ظهور مىكند، به مدينه مىآيد و نالهها و استغاثههاى فاطمه عليهاالسلام را متذكر مىگردد و مىگويد: اى مادر! امروز از قاتلانت انتقام مىگيرم و آنان را به سزاى اعمالشان مىرسانم. آنگاه به سراغ قبر قاتلان او آيد و با اذن خدا آن دو را زنده مىكند و سؤال كند: به چه جرمى مادرم را مصدوم و مجروح كرديد؟ بچهاش را كشتيد؟ خانهاش را مورد تهاجم قرار داديد؟ سپس با شمشيرى كه در دست داد آنان را به قتل مىرساند و جسدشان را به آتش مىكشد و خاكسترشان را بر باد مىدهد.... (1) آرى دل نازنين امام زمان عليهالسلام هرگز از ياد غمها و غصههاى مادر بزرگوارش فاطمه عليهاالسلام آرام نمىگيرد و مصائب او را فراموش نمىكند، زيرا فاطمه عليهاالسلام حجت و اسوهى ائمه خوانده شده است، و در عمر كوتاهش شديدترين و دردناكترين مصيبتها را پشت سر گذاشته است. يك حديث شريف از توقيع مبارك آقا امام زمان عليهالسلام در مورد مادرش فاطمه عليهاالسلام مىفرمايد: و فى ابنة رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله لى اسوة حسنة. (2) در حالات و رفتار فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، براى من سرمشق خوبى وجود دارد. اين حديث، فاطمهى زهرا عليهاالسلام را اسوه و الگو براى امام زمان عليهالسلام نقل مىكند و مىرساند كه فاطمه عليهاالسلام نقش رهبرى دارد و ائمهى اطهار عليهمالسلام از او سرمشق مىگيرند. حضرت امام حسن عسكرى عليهالسلام نيز با تعبير كلىتر مىفرمايند: نحن حجة اللَّه على الخلق، و فاطمة حجة علينا. (3) ما براى تمام مخلوقات حجت هستيم و فاطمه عليهاالسلام مادرمان حجت ما مىباشد. اين حديث نيز ضمن ياد امام حسن عسكرى از مادرش، آن حضرت را پيشواى ائمه ذكر مىكند و بالاخره حضرت امام باقر عليهالسلام در يك حديث فوقالعاده و عرفانى مىفرمايند: اطاعت فاطمه عليهاالسلام براى تمام مخلوقات عالم از جن و انس و پرندگان و حيوانات، حتى براى انبيا و ملائكه واجب گرديده است. (لقد كانت عليهاالسلام مفروضة الطاعة على جميع من خلق اللّه من الجنّ والانس والطّير والوحش والانبياء والملائكة) (4) اين اطاعت اگر چه تكوينى است نه تشريعى، ولى عظمت فاطمه عليهاالسلام را به ساير مخلوقات جهان حتّى انبياى پيشين در بر دارد |
| نماز حضرت زهرا |
و از جمله نمازها نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام است. روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام دو ركعت نماز مىكرد كه جبرئيل تعليم او كرده بود در ركعت اول بعد از سورهى حمد صد مرتبه سورهى قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سورهى توحيد مىخواند و چون سلام مىگفت اين دعا را مىخواند: سبحان ذى العز الشامخ المنيف، سبحان ذى الجلال الباذخ العظيم، سبحان ذى الملك الفاخر القديم، سبحان من لبس البهجة والجمال، سبحان من تردى بالنور والوقار، سبحان من يرى اثر النمل فى الصفا، سبحان من يرى وقع الطير فى الهواء، سبحان من هو هكذا لا هكذا غيره. و سيد گفته است كه روايت ديگر وارده شده است كه بعد از اين نماز تسبيح مشهور حضرت فاطمه عليهاالسلام را كه بعد از هر نماز خوانده مىشود بخواند و بعد از آن صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد. و شيخ در مصباح المتهجدين فرموده نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام دو ركعت است در ركعت اول حمد و صد مرتبه قدر در ركعت دوم حمد و صد مرتبه توحيد و چون سلام داد تسبيح زهرا عليهاالسلام بخواند پس بگويد سبحان ذى العز الشامخ تا آخر تسبيح كه ذكر شد. پس فرمود سزاوار است كسى كه اين نماز را بجا مىآورد چون از تسبيح فارغ شود زانوها و ذراعها را برهنه نمايد و بچسباند همهى مواضع خود را بر زمين بدون حاجز و حائلى و حاجت بخواهد و دعا كند آنچه مىخواهد و بگويد در همان حال سجده: يا من ليس غيره رب يدعى، يا من ليس فوقه اله يخشى، يا من ليس دونه ملك يتقى، يا من ليس له وزير يؤتى، يا من ليس له حاجب يرشى، يا من ليس له بواب يغشى، يا من لا يزداد على كثرة السؤال الا كرما و جودا، و على كثرة الذنوب الا عفوا و صفحا، صل على محمد و ال محمد، وافعل بى كذا و كذا. و به جاى اين كلمه حاجات خود را از خدا بخواهد. نماز ديگر از حضرت فاطمه عليهاالسلام شيخ و سيد روايت كردهاند از صفوان كه محمد بن على حلبى روز جمعه خدمت حضرت صادق عليهالسلام شرفياب شد و سؤال كرد كه مىخواهم مرا عملى تعليم فرمائى كه بهترين اعمال باشد در اين روز، حضرت فرمود: كه من نمىدانم كسى را كه بزرگتر باشد نزد رسول خدا (ص) از حضرت فاطمه (س) و نمىدانم چيزى را افضل از آنچه تعليم كرد پيغمبر (ص) فاطمه را فرمود: كه هر كه صبح كند در روز جمعه پس غسل كند و قدمها را بگستراند و چها ركعت نماز كند بدو سلام بخواند در ركعت اول بعد از حمد توحيد پنجاه مرتبه و ركعت دوم بعد از حمد والعاديات پنجاه مرتبه و در ركعت سوم بعد از حمد «اذا زلزلت» پنجاه مرتبه و در ركعت چهارم بعد از حمد «اذا جاء نصراللَّه» پنجاه مرتبه و اين سورهى نصر است و آخر سورهايست كه نازل شده و چون از نماز فارغ شود اين دعا بخواند: الهى و سيدى من تهيا او تعبى او اعد او اعد او استعد، لوفادة مخلوق رجاء رفده، و فوائده و نائله، و فواضله و جوائزه، فاليك يا الهى كانت تهيئتى و تعبيتى، و اعدادى و استعدادى، رجاء فوائدك و معروفك، و نائلك و جوائزك، فلا تخيبنى من ذلك، يا من لا تخيب عليه مسئلة السائل، و لا تنقصه عطية نائل، فانى لم اتك بعمل صالح قدمته، و لا شفاعة مخلوق رجوته، اتقرب اليك بشفاعته، الا محمدا و اهل بيته صلواتك عليه و عليهم، اتيتك ارجو عظيم عفوك، الذى عدت به على الخطائين عند عكوفهم على المحارم، فلم يمنعك طول عكوفهم على المحارم ان جدت عليهم بالمغفرة، و انت سيدى العواد بالنعماء، و انا العواد بالخطاء، اسئلك بحق محمد و اله الطاهرين، ان تغفر لى ذنبى العظيم، فانه لا يغفر العظيم الا العظيم، يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم. مؤلف گويد: كه سيد بن طاووس در جمال الاسبوع از براى هر يك از ائمه عليهمالسلام نمازى با دعا ذكر نموده شايسته است در اينجا ذكر شود. فرموده: نماز امام حسن عليهالسلام در روز جمعه و آن چهار ركعت است مثل نماز اميرالمؤمنين عليهالسلام. نماز ديگر از آن حضرت در روز جمعه و آن نيز چهار ركعت است در هر ركعت حمد يك مرتبه و قل هو اللَّه احمد بيست و پنج مرتبه |
| امام رضا و ياد مادر |
امام رضا ثامنالائمه (ع) نيز همچون ديگر فرزندان زهراى اطهر (ع) و سلالهى پاك پيامبر، علاقه شورانگيز و احترام خاص و اخلاصآميزى نسبت به ساحت مقدس مادرش زهرا (ع) داشت. همواره و در هر فرصتى، از آن بانوى بانوان بهشتى، تجليل و تكريم به عمل مىآورد و با اعتزاز و افتخار نام عزيزش را بر زبان جارى مىساخت. شدت اين شور و علاقه به حدى بود كه مخالفان و بدخواهان نيز به وسعت آن پى برده بودند و سعى داشتند كه از اين راه، با امام وارد مذاكره و گفتگو شوند به اين ترتيب براى نيل به مقاصد خود، رضايت و خشنودى امام را جلب كنند و دل امام را با خود نرم سازند. روزى امام رضا (ع) با فرزند دلبندش جوادالائمه نشسته بود و مأمون عباسى نيز در محضر آن دو بزرگوار حضور داشت. آن روز امام (ع) حديثى را در مدح مادرش فاطمهى زهرا (ع) بازگو فرمود. مأمون نيز با شنيدن حديث، به سخن آمد و گفت: پدرم رشيد از پدرش مهدى، او هم از منصور، او هم از پدرش، و او هم از جدش «ابنعباس» روايت كرده است كه روزى ابنعباس خطاب به معاويه گفت: آيا مىدانى كه چرا فاطمه (ع)، فاطمه نامگذارى شده است؟ معاويه گفت: نمىدانم ابنعباس گفت: بدان جهت به او فاطمه گفتند كه او و پيروانش از آتش دوزخ دور و محفوظ نگه داشته شدهاند. او گفت: اين سخن را من از رسول خدا (ص) شنيدم».(1) توضيح اين سخن نيز در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است كه فرمود: آنان كسانى هستند كه بتوانند با ايمان و توحيد و اخلاص به ملاقات پروردگار خود بشتابند و شيعه بودن و پيروى از فاطمه (ع) را عملاً به اثبات رسانند، نه آن كه فقط به زبان و در ظاهر خود را پيروان فاطمه بنامند. |
خرمشهر كه پس از 35 روز مقاومت، در تاریخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود پس از 575
روز در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد. 19 هزار اسیر عراقی و 16 هزار
كشته و مجروح بخش کوچکی از هزینهای است که ارتش عراق برای جاهطلبی بزرگ اشغال
خرمشهر در جریان عملیات بیتالمقدس متحمل شد. با این حال دستاورد بزرگ بازپسگیری خرمشهر نه 35000 کشته و اسیر عراقی و نه حتی آزادی خونینشهر بود. دستاورد بزرگتر عملیات بیتالمقدس بازگشت روحیه و اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و تحمیل اضطراب و ترس بر ارتشی بود که ماهها در پسلرزههای فرار از خرمشهر شب را به صبح میرساند. ایران البته در جریان این عملیات 6000 شهید (4460 شهید سپاه و 1086 شهید ارتش) و 24 هزار مجروح داد. با این حال اثبات کرد که از قدرتی بزرگتر از معادلات نظامی و پشتوانهای به مراتب عظیمتر از مولفههای قدرت استراتژیک در حوزه دفاعی برخوردار است. این دستاورد اصلاً چیز کوچکی نبود
رمز عملیات که بنام بسم الله قاسم الجبارین-یا علی بن ابیطالب مزین شده بود موفقیت آمیز بود